مهدى محقق

15

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

كه صحت آنها در غايت كمال نيست ، مانند بدنهاى سالخوردگان و بدنهاى بهبود يافتگان از بيمارى ، و يا آنكه بدنهايى است كه در بخشى از آن بيمارى راه يافته و بخشى ديگر سالم مانده است ، مانند آنكه دستش فلج و بقيهء اجزاء بدنش سالم است و يا بدنهايى كه تندرستى آنها مورد اعتماد نيست ، يعنى گاهى سالم و گاهى بيمار هستند و تندرستى آنان استمرار ندارد . حال كسى كه با قوانين كلى اين امور آشنا گردد مىتواند به تدبير و درمان بدنهاى مختلف بپردازد ؛ يعنى به وسيلهء علامات بر تندرستى و بيمارى آگاه گردد ، اگر سلامتى از بين رفته اسباب باز گرداندن را ، و اگر موجود است اسباب نگهداشت آن را جلب كند ، و اسبابى كه بيمارى را به‌وجود آورده از ريشه بر كند و چنين كسى پزشك واقعى است و آنچه ما گفتيم تعريف درست از علم پزشكى است . خلاصهء باب چهارم اين باب دربارهء شرافت علم پزشكى است . مؤلف فضيلت و برترى هر علم را بر پايهء مزيت و برترى موضوع و هدف آن مىداند و در مورد پزشكى مىگويد كه موضوع آن « بدنهاى انسان » « 18 » است ، و در فلسفه به اثبات رسيده كه انسان شريف‌ترين موجودات زير فلك قمر است . چه آنكه او مركّب از دو جزء است : نفس و بدن . نفس او شريف‌ترين نفوس و بدن او شريف‌ترين بدنهاست و نه تنها بدن ، كه موضوع پزشكى است ، شريف است بلكه غايت آنكه « رساندن سلامتى به بدن » باشد شريف است « 19 » . او سپس گفتارى از كتاب الحث على الصناعات « 20 » يعنى تشويق به فراگيرى علوم از جالينوس را

--> ( 18 ) . ابن جميع مىگويد : « صناعت طب ، جامع همه‌گونه از شرافتهاست . زيرا موضوع آن بدنهاى بشرى است كه اشرف كاينات است و از ميان موجودات ، فقط اوست كه با نيروى « ناطقه » ممتاز گشته و به وسيلهء آن استنباط صنايع دقيقه و استخراج علوم غامضه را مىكند و با آن بر اسرار و عجايب و بدايع عالم واقف مىگردد ، و از اين روى است كه « شريعت هاديه » صناعت طب را با علوم دينى مقارن كرده ، بلكه پزشكى را در ترتيب مقدم بر علم دين آورده و گفته است : « العلم علمان علم الابدان و علم الاديان » . » . المقالة الصلاحية ، ص 11 . اينكه برخى از علوم اشرف از برخى ديگر هستند برحسب موضوع ، و پزشكى به جهت آنكه موضوعش بدنهاى مردم است اشرف علوم است به ارسطو نسبت داده شده است . فردوس الحكمة ، على بن ربن طبرى ، ص 4 . ( 19 ) . عبد اللطيف بغدادى در فصلى از . كتاب خود كه آن را تحت عنوان فى الحث على تعلم الطب آورده مىگويد : « پيغمبر اكرم كه فرمود : « خداوند دردى را فرو نفرستاده جز آنكه دارويى براى آن آماده گردانيده است » مقتضى آن است كه همتها تحريك و عزمها استوار گردد بر آموختن علم پزشكى . او سپس از قول شافعى نقل مىكند كه گفته است : « من پس از علم حلال و حرام ( فقه ) علمى را شريف‌تر از پزشكى نمىدانم و مايهء تأسف و اندوه است كه مسلمانان آن را رها كرده و به يهوديان و مسيحيان سپرده‌اند » . الطب من الكتاب و السنة ، ص 187 . ( 20 ) . محتملا اين همان كتابى است كه حنين بن اسحاق آن را به عنوان فى الحث على تعلم الطب ياد كرده و خود -